همه چیز خوبه ولی تو باور نکن ...

    همه چیز مرتبه ولی تو باور نکن ...

   

 

 

لینک نوشته
   M 2   

     امروز هم گذشت ...

     دوس می دارم ...

      می دانی

      ؟

               

لینک نوشته
   M1   

  امشب از اون شباست که ناراحتم ...

  ۲ ماه زندگی‌ تو مسکو ...

  دلم واسه ساده نویسی تنگ شود ...

  واسه دفتر خاطرتم ...

  واسه عکس گرفتنم ...

  واسه حس عاشقی ...

  دلم اتاقمو خواست ...

  کتاب خوندن ... از شاملو ... از کوندرا ...

لینک نوشته
   تولدم ....   

 

زندگی یه قمار _ ....

لحظه هایی قشنگی از امسال رو بردم ...

تولدم مبارک

 

 

لینک نوشته
   End   

واسه ثبت در تاریخ ....

تموم شد ...

تو که می دونی ....

لینک نوشته
   18   

دقیق می شوم

در خطوط نانوشته ذهن سیالت

تصاویر جان می گیرند

بر خیز

کوله ات را از آسودگی پر کن

به سفر می رویم ...

به دوردست ها ...

فراموش کنیم هر چه که گذشته ...

ترانه های نو بسرایم ...

لبریز از شوق دیدار شویم ...

برای با هم بودن بهانه لازم نیست.

 

 

لینک نوشته
   17   

 

به جز عزیمت نا به هنگام گریزی نبود

 با خودم درگیرم ...

هیچی راضیم نمی کنه ...

و اینا باعث می شه داغون شم ... وقتی نتونی لذت ببری ... وقتی زیادی از خودت توقع داشته باشی ... وقتی خیلی سخت می گیری ... وقتی کسی نمی دونه چقدر موضوعات کوچک چقدر اذیتت می کنه ... وقتی کم می یاری ...

ترجیح می دم گم شم ....

 

لینک نوشته
   16   

گاهی دیدن یه دوست ...

و احساس اینکه ...

هنوز یه چیزایی می تونه خوشحالت کنه  ...

 

 

لینک نوشته
   15   

دوست ما ...

چه زود فراموش می کنی ...

چه ساده  می آزاری دل هایی را که دوستتت دارند ...

باور فراموشی برایمان سخت است ...

دور ریختن خاطراتت آن قدر ها که فک می کنی سخت نیست ...

ببین چه آسان از یاد بردی تمامی لحظات خوب با هم بودنمان را ...

 

لینک نوشته